آخرین خبرها
خانه / مقالات / میرزای بزرگ شیرازی و تحریم تنباکو

میرزای بزرگ شیرازی و تحریم تنباکو

یکی از وقایع مشهور و معروف و سرنوشت‌ساز در کشورمان ایران، واقعه تحریم تنباکو و در نهایت لغو امتیاز آن می‌باشد، که آن را به قیام و نهضت تنباکوی ایران نام‌گذاری کرده‌اند.
اقتصاد سنتی ایران در دوران ناصرالدین شاه قاجار متکی بر کشاورزی، صنایع دستی و مبادلات بازرگانی بود. در این دوره این اقتصاد با کمک سرمایه‌داران غربی و تجار ایرانی و با اعمال نفوذ قدرت‌های استعماری یعنی روس و انگلیس به بازارهای بین المللی پیوست. وابستگی اقتصاد ایران به بازارهای بین المللی، رشد سریع بازرگانی خارجی را در پی داشت که در نیمه قرن نوزدهم میلادی سرعت گرفت. [۱]

اهمیت تاریخی تحریم تنباکو

یـکـی از نقاط عطف و مهم تاریخ معاصر ایران، تحریم تنباکو است که سندگویایی بر رهبری روحانیت مبارز و مقاومت و همبستگی مردم متعهد این سرزمین در پاسداری از ارزش‌های اسلامی و دفـاع از استقلال و آزادگی است نقش میرزای بزرگ شیرازی (اعلی اللّه مقامه الشریف) در این حرکت بزرگ، انکارناپذیر است چنانچه امام خمینی (ره) در این باره فرمودند:
آن مرحوم (میرزای بزرگ رحمه اللّه علیه) که در سامره تنباکو را تحریم کرد، برای اینکه ایران را تـقـریـبـا در اسارت گرفته بودند، به واسطه قرار داد تنباکو، و ایشان یک سطر نوشتند که تنباکو حرام است، و حتی بستگان خود آن جائر (ناصر الدین شاه) هم و حرمسرای آن جائر ترتیب اثر دادند بـه آن فتوا، و قلیان‌ها را شکستند و دربعضی جاها تنباکوهایی که قیمت آن هم زیاد بود، در میدان آوردنـد و آتـش زدنـد وشـکست دادند آن قرارداد را، و لغو شد قرارداد، و یک چنین چیزی و آنها دیـدنـد کـه یـک روحـانـی پـیرمرد، در کنج دهی از دهات عراق، یک کلمه می نویسد و یک ملت قیام می کند، و قراردادی که مابین شاه جائر و انگلیسی‌ها بوده است، به هم می‌زند و یک قدرت این طوری دارد او. [۲]

محور حل مشکلات سیاسی

در دوران قاجار _و کـمـی پـیـش از آن_ محور عمده حل و فصل مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقـتصادی رژیم حاکم را، سیاست موازنه منفی و مثبت (جلب رضایت دو ابرقدرت روس و انگلیس از طـریـق اعـطـای امـتـیازات و منافع مختلف به آنها) تشکیل می‌داده است، تا جائیکه به عنوان شـیـوه‌ای سهل الوصول برای حفظ و بقای شاه و در برابر تکاثرطلبی استعمارگران بین المللی به کـار گـرفـتـه مـی‌شد در آن زمان، دو دولت روس و انگلیس نقش تعیین‌کننده را در دربار شاه داشـتـند که خود به دلیل فقدان پایگاه مردمی دربار بود بینش سیاسی و فرهنگی مردم در سطح نـازلی قرار داشت و از وسایل ارتباطی آن روزگار (مانند روزنامه‌ها) به نحو قابل توجهی برخوردار نـبـودنـد و غالبا در اثر تبلیغات انحرافی رژیم شاه، تصور می‌کردند که دیگر شاهان جهان تابع شاه ایران هستند! مدتی پیش از انعقاد قرارداد امتیاز تنباکو عهدنامه رویتر در تاریخ جمادی الاولی ۱۲۸۹ هـ ق (۱۸۷۲ م) بـا بـارون ژولیوس دورویترانگلیسی که رشوه‌های کلان به شاه و صدر اعـظـم وی (مـشـیـر الـدولـه سپهسالار) پرداخته بود، صورت گرفت در وصف ننگین بودن این عـهـدنـامه همین بس که به اعطای سند مالکیت ایران معروف گشت و لرد کرزن، آن را بخشش از طرف ایران خواند شاه و سپهسالار پس از این بخشش و با پولی که به عنوان رشوه از رویتر گرفتند در سال ۱۲۹۰ ه ق از طریق روسیه به فرنگ رفتند ولی در پایتخت روسیه بااعتراض شـدیـد دولـت تـزاری نـسبت به این عهدنامه روبرو شدند که دنباله این سفر به اعطای امتیازات دیگری به روسیه منجر شد.

استعمار ایران

وجود کشورهای استعمارگر روس و انگلیس، در شمال و جنوب، کشور ایران را به صورت یک کشور نیمه مستعمره در آورده بود. این وضعیت نیمه استعماری در زمانی پیدا شد که دو نیروی رقیب استعماری در حوزه‌های نفوذ سیاسی – اقتصادی خود در ایران، در کنار یکدیگر قرار گرفتند. این دو نیروی استعمارگر، ایران را به سه قسمت تقسیم کرده بودند و مستقیما اداره آن را در دست بگیرند و قسمتی از این کشور را همچون حائلی در بین خود نگاه داشتند. رفاقت این دو نیروی استعمارگر، پیامدهایی در ایران داشت که از آن جمله می‌توان به حمایت از نهاد کهن اجتماعی و حفظ وضع موجود سیاسی مداوم اشاره کرد. [۳] سیستم سیاسی ایران در دوره ناصرالدین شاه یک سیستم استبدادی بود که در راس آن شاه قرار داشت. شاه در واقع هر سه قوه مقننه، قضائی و اجرایی را از آن خود کرده و هر چه را که می‌خواست انجام می‌داد. او یگانه مرجع تصمیم گیری و رسیدگی به کلیۀ مسائل کشوری و لشگری محسوب می‌شد. اوامر او لازم الاجرا و فرمان او لازم الاطاعه بود. [۴] در چنین اوضاع و احوال و شرایطی بود که بازار امتیازگیری از سوی کشورهای استعمارگر در ایران گرم شد. امتیازاتی که گاه باعث حیرت خود آنان نیز شد. به طور مثال زمانی که خبر اخذ امتیاز رویتر از ناصرالدین شاه، در روزنامه‌های اروپا منتشر شد، بهت و حیرت مردم را فرا گرفت، تا آنجایی که بعضی به طنز، تاریخ قرن نوزدهم ایران را قرن امتیاز رویتری نامیدند. [۵]
یکی از امتیازاتی که نتایج نامطلوب به بار آورد، امتیاز انحصار تنباکو (واقعه رژی) بود. این امتیاز در زمان صدارت “میرزا علی اصغر خان امین السلطان” و اندکی بعد از مسافرت سوم ناصرالدین شاه به فرنگستان به اهتمام امین السلطان و برای مدت ۵۵ سال به یکی از اتباع انگلیس به نام “ماژور تالبوت” و شرکای او واگذار شد.
به موجب این امتیاز، کمپانی رژی صاحب حق انحصاری تجارت تنباکوی ایران و حتی نظارت بر زراعت آن شناخته می‌شد. [۶] علاوه بر ضرر اقتصادی خطر عمده‌تری که جامعه اسلامی را تهدید می‌کرد، حضور فرهنگ استعماری و گسترش فسادی بود که به تبع حضور عینی اجانب و دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین در ایران رخ می‌نمود. چندی نگذشته بود که نشانه‌ها و مصادیق آشکار این فساد هویدا گردید. هجوم فرنگیان به ایران – با آماری بیش از ۲۰۰ هزار نفر – حتی شکل ظاهری شهر و بازار و جماعت مسلمین را تغییر داده و از طرف دیگر ضعف مالی و فرهنگی بسیاری از مردم، آنان را به خدمتگزاری فرنگیان می‌کشاند. [۷] مردم ایران پس از اطلاع از شرایط این انحصار با آن مخالفت کردند. مخالفت‌ها روز به روز گسترده‌تر شد و یک مبارزه بر ضد استبداد داخلی (که برای تاراج منابع کشور به سود استعمار تلاش می‌کرد) شکل گرفت. [۸]

آغاز نهضت تنباکو

مردم از واگذاری امتیاز تنباکو به شدت ناراضی بودند. عالمان وقت از جمله آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی و میرزا محمد حسن آشتیانی به خاطر واگذاری این امتیاز به دولت اعتراض کرده و آن را یک اشتباه بزرگ دانستند؛ ولی دربار، اعلام کرد که لغو این امتیاز محال است. [۹]
اعتراضات علما و مردم مسلمان در شهر های بزرگ مثل تهران، اصفهان، تبریز، شیراز و … بالا گرفت. در تبریز میرزا جواد آقا تبریزی، در اصفهان آقانجفی، شیخ محمد علی و ملا باقر فشارکی، در تهران میرزا آشتیانی در شیراز سید علی اکبر فال اسیری پرچم مخالفت را برافراشته و پیامد های قرار داد رژی را برای مردم بیان کردند. [۱۰]

رهبریت قیام تنباکو

رهبریت قیام تنباکو در آغاز متشتت و پراکنده بود. رفته رفته که جریان حوادث به سیر خود پرداخت این رهبریت تمرکز یافت و در شخص میرزای شیرازی متبلور شد. نخستین گام اعتراض را علمای شهرها با یاری عناصر دیگر جامعه (تجار، کسبه و دست اندرکاران تنباکو) برداشتند. از هر شهری فریادی برخاست. فریادها رفته رفته سطح مملکت را فرا گرفت. این فریادهای همه جانبه از هر گوشه‌ای به گوش میرزای شیرازی، مرجع تقلید شیعیان در سامرا رسید. این خروش‌ها و خواهش‌ها در واقع تعیین موضوع برای میرزا بود تا بر اساس آن فتوای خود را صادر کند. [۱۱]
حکم تحریم در عبارتی کوتاه و به شیوه‌ای مؤثر و محرک و حساب شده از سوی میرزای شیرازی به شرح زیر صادر گردید:
«بسم الله الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان، در حکم محاربه با امام زمان (صلوات الله وسلام علیه) است. حرره الاقل محمد حسن الحسینی» [۱۲]

متن حکم میرزای شیرازی

بـسـم اللّه الـرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون، بای نحو کان، در حکم محاربه باامام زمان صلوات اللّه و سلامه علیه است حرره الاقل محمد حسن الحسینی.
بـلافـاصـلـه پـس از صـدور حکم، ماموران حکومت وظیفه یافتند به هر نحو از انتشار این حکم و آگاهی مردم نسبت به صدور آن ممانعت کنند و به طریقی که می‌توانستند و ضرورت داشت عمل مـی‌کردند با این حال، در همان نصف روز اول که حکم به دست میرزای آشتیانی رسید، در حدود صد هزار نسخه از حکم میرزای شیرازی نوشته شد مردم، حتی بی سوادها، نشر آن را وظیفه شرعی خـود مـی دانـسـتـندحکم تحریم، حتی دربار شاه و اندرون حرمسرا ی وی را نیز در برگرفت، به نـحـوی کـه انیس الدوله، سوگلی ناصر الدین شاه دستور داد قلیان‌ها را جمع کنند و ناصر الدین شاه هم برای آنکه مبادا به احترامش لطمه‌ای وارد آید، بعد از آن به هیچ یک از نوکران خود دستور نمی‌داد قلیان بیاوردند و در تمام دربار، قلیان‌ها را جمع کردند کار به جایی رسید که یهود و نصاری نـیز به متابعت از اسلام، دخانیه را در ظاهر ترک نمودند از سوی دیگر، شاه و درباریان به مـصداق الغریق یتشبث بکل حشیش به هر گونه نیرنگ و فریب به منظور جلوگیری از روند پـیروز تحریم دست می زنند در آغاز با مساعدت وعاظ السلاطین و معممین دربار به شایعه جعلی بـودن فتوی و این که توسط فردی به نام ملک التجار جعل شده است، می‌پردازند و سیستم حـفـاظـت و اختناق خود را به شدت گسترش می‌دهند تا هر گونه ارتباط مردم و علما، و کسب تکلیف از میرزای بزرگ را سلب کنند اما این اقدامات نیز تاثیری در روند قضایا نداشت لذا دولتیان بـا تـوسـل بـه نـیرنگی دیگر و ایجاد تفرقه، دست به دامن علمای داخل ایران می‌شوند شاه و امین السلطان به میرزای آشتیانی روحانی تهرانی روی می‌آورد و از او می خواهند به اباحه و تجویز دخـانـیـات حکم کند میرزای آشتیانی و دیگر علما، شاه و درباریان رابه کلی مایوس می‌سازند و قـاطعانه می‌گویند که حکم میرزای بزرگ را جز خود او کسی دیگر نمی‌تواند تغییر دهد، و اضافه مـی‌کـنـند: این کار اصلاح برنمی‌دارد، باید متوقف شود این امتیازات باید برگردد و تا برنگردد میرزا آرام نمی‌گیرد از طرف دیگر، سیاست ارعاب و تهدید و توسل به خشونت نیز کارآیی خود را از دسـت داد و مـردم را هرچه بیشتر مصمم‌تر و مقاوم‌تر ساخت بدین رو، ناصر الدین شاه، ناچار بـه فـکـر تسلیم و لغو امتیاز می افتد، ولی مسئولان کمپانی، و علی الخصوص کارگزاران سفارت انگلیس، او را از این کار برحذر می‌دارند و آن را خطری برای اصل رژیم قلمداد می‌کنند سرانجام، شـاه در حـالـی که فقط دو هفته از صدور حکم تحریم می‌گذرد، به الغای انحصار داخله توتون و تـنـبـاکـو مـی‌پـردازد امـا علما و مردم باز هم مقاومت می‌کنند و خواستار لغو کامل امتیاز تنباکو مـی‌گـردند شاه که خصوصا از مقاومت میرزای آشتیانی بسیار عصبانی شده بود، او را تهدید می‌کند در عوض میرزا نیز تصمیم به مهاجرت می‌گیرد شاه از ترس به پا شدن طوفان، به تملق و تهدید میرزا پرداخته و وی را از هجرت باز می‌دارد در این میان، زمزمه‌های جهاد علیه دستگاه نیز بالا می‌گیرد و اعلامیه‌هایی بدین مضمون بر در و دیوار شهر نصب می شود:بر حسب حکم جناب حـجـه الاسلام، آقای شیرازی، اگر تا ۴۸ ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود، یوم دوشنبه آتیه، جهاد است، مردم مهیا شوید.
از سـوی دیـگـر شدت اوضاع و تنگناهایی که برای فرنگیان پدید آمده بود،باعث شد که مسئولین کمپانی از سوی سفرا و سیاسیون اروپا در تهران، تحت فشارقرار گیرند.
آرنـسـتـیـن، رئیـس کـمـپانی، امین السلطان را در اتخاذ دو راه مخیر می‌سازد: لغو امتیاز و پـرداخت خسارت، لغو تحریم و آرام کردن مردم شاه تصمیم دوم را برمی‌گزیند شاه و دربار برای چـاره‌جـویـی، مـجـلسی با حضور علمای بزرگ تهران و برخی از دولتیان تشکیل می‌دهند در این مـجـلـس، از عـلـما آقایان میرزا حسن آشتیانی، سید علی اکبر تفرشی، شیخ فضل الله نوری، امام جـمعه تهران، سید محمدرضا طباطبایی، سید عبد الله بهبهانی، آخوند ملا محمد تقی کاشی، و از طـرف دولـت:نایب السلطنه کامران میرزا، صدراعظم امین السلطان، میرزا علی خان امین الدوله، مشیر الدوله، قوام الدوله و مخبر الدوله شرکت داشتند در این جلسه، صورت امتیازنامه مطرح شد، ولی آقایان علما، به علت اینکه کلیه مفاد آن بر خلاف الناس مسلطون علی اموالهم بـود، از صـحـه گذاردن بر آن خودداری نمودند و حتی تهدیدات دولتیان نیز نتوانست کاری از پـیـش ببرد کار به جایی رسید که آقا سید محمدرضا طباطبایی فرمود: اگر این حکم را دولت داده است، که باید به امضای ملت باشد و اگر شخص شاه داده است که حقی نداشته و ندارد.

مبارزه سید علی اکبر فال اسیری

در شیراز مردم مغازه‌ها را بستند و در مسجد جامع اجتماع کردند. سید علی اکبر فال اسیری که اجتماعات مردم شیراز را رهبری می‌کرد. بر بالا منبر رفته و از زیر عبا شمشیری بیرون می‌آورد و فریاد می‌زند و خطاب به مردم چنین می‌فرماید:
«( الان) موقع جهاد عمومی است. ای مردم بکوشید تا جامع زنان نپوشید. من یک شمشیر و دو قطره خون دارم هر بیگانه که برای انحصار دخانیات به شیراز بیاید شکمش را با این شمشیر پاره خواهم کرد.» [۱۳]
سخنان پرشور سید علی اکبر فال اسیری هیجانی در مردم شیراز بوجود آورد که تا مدتی حکومت شیراز، نمایندگان کمپانی رژی را از ورود به شهر منع کرد. در خلال این حوادث حاکم شیراز از تهران کسب تکلیف نمود و دربار فاسد قاجار دستور تبعید سید علی اکبر را صادر نمود. البته حساسیت سید علی اکبر فال اسیری از دو جهت بود؛ یکی به خاطر استعماری بودن آن قرار داد که بازرگانان مسلمان ایرانی ورشکسته می‌شدند و یک نوع سلطه اقتصادی بیگانه در کشور حاکم می شد. و از طرف دیگر طرف قرار داد کشور انگلستان بود که به وسیله همین قرار دادهای اقتصادی توانسته بود هندوستان را متسعمره خود گرداند.

تحریم تنباکو از غرایب تاریخ

قضیۀ تحریم دخانیات که از میرزا با همین چند کلمه صادر شده، از غرایب امور تاریخ است، که علاوه بر اینکه هیچکس آن را در مخفی‌ترین محل استعمال نکرد، قلیان‌ها و چندین بادگیر طلا و نقره، توسط صاحبانشان شکسته شد. چنانکه ناصرالدین شاه روزی در حرمخانه خود دید زن‌هایش به کنیزان خود امر می‌کردند که آنها را در هاون نهاده و بشکنند! وی گفت: شما را چه می‌شود که این طور می‌کنید؟ یکی از زن‌ها گفت: آن کس که ما را به تو حلال کرده، قلیان را به ما حرام کرده! [۱۴]
بعضی از محققین عقیده دارند که رهبریت این قیام در دست تجار بوده. در این تردیدی نیست که تجار یک پای قضیه قیام تنباکو بودند؛ آن هم یک پای عمده‌اش، لیکن ماهیت و هویت حرفه‌ای و فرهنگی تجار که بیشتر از منافع شخصی و یا گروهی آنان مایه می‌گرفت، هرگز کارآیی راه اندازی قیامی را در جامعه نداشت. عاملی که تار و پود جامعه‌ای را می‌لرزاند و طبقات و گروه‌های گسسته جامعه را به هم جوش می‌داد و آنها را برای قیام یک پارچه می‌کرد، چیزی نبود مگر اسلام و خاصه شیعه که در متن و بطن خود آرمان ظلم ستیزی و عدالت گستری داشت.
علمای شیعه بودند که با احاطه شان بر فقه، در قبال بسیاری از جریانات جامعه اعلام موضع می‌نمودند. [۱۵]و سرانجام شاه و امین السلطان از بیم شورش مردم و اعلام جهاد عمومی توسط علماء، امتیازا این قرارداد را در شانزدهم جمادی الاول سال ۱۳۰۹ق لغو کردند. [۱۶]با این حال تا تحریم از سوی میرزای شیرازی لغو نشد، مردم تنباکو استعمال نکردند. بدین ترتیب در تاریخ ۲۵ جمادی الثانی ۱۳۰۹ هـ ق حکم تحریم دخانیان لغو شد. و به گفته اعتماد السلطنه: «آفرین بر قلم جناب میرزا که بیشتر از سر نیزه دولت ایران اثر دارد.» [۱۷]
پانویس

۱. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۴۵، تهران، چاپخانه سپهر (وابسته به مؤسسه انتشارات امیر کبیر)، اول، ۱۳۶۷ ش.
۲. بیانات امام خمینی، تاریخ ۲۸/۸/۱۳۵۹.
۳. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۴۶.
۴. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۴۱.
۵. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۴۸.
۶. رضائی، عبدالعظیم، تاریخ ده هزار ساله ایران، ج۴، ص۱۱۸، تهران، اقبال – مروی، هفتم، ۱۳۷۵ ش.
۷. تهرانی، شیخ آقا بزرگ، میرزای شیرازی، ص۲۳۸، ترجمه اداره پژوهش و نگارش، تهران، شرکت سهامی، وزارت ارشاد اسلامی، اول، ۱۳۶۲ ش.
۸. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۱۶۰.
۹. مدنی، سیدجلال، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص۲۳_۲۵، دفتر تبلیغات اسلامی، قم،۱۳۶۱.
۱۰. صاحبی، محمدجواد، سید جمال الدین اسد آبادی بنیان گذار نهضت احیاء تفکر دینی، ص۲۲۹، فکر روز، تهران، اول ۱۳۷۵.
۱۱. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۱۶۱.
۱۲. تهرانی، آقا بزرگ، میرزای شیرازی، ص۲۵۷.
۱۳. تهرانی، آقا بزرگ، میرزای شیرازی، ص۲۴۳، مترجم محمد دزفول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۶۵.
۱۴. حرزالدین، شیخ محمد، معارف الرجال، ص۲۳۸_ ۲۳۳، قم، ایران، منشورات مکتبة آیة العظمی المرعشی النجفی، مطبعة الولایه، الجزء الثانی، ۱۴۰۵ ق.
۱۵. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۱۶۱.
۱۶. رضائی، عبدالعظیم، تاریخ ده هزار ساله ایران، ص۱۱۸.
۱۷. آژند، یعقوب، قیام تنباکو، ص۱۴۴.
 

درباره‌ معاونت پژوهش

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*